مردها.
از یک دسته از مردها، واقعا بیشتر از همه متنفرم. اونایی که مدعی و متوهمن! اونایی که کارهاشون رو جوری بزرگ و مهم جلوه میدن انگار شاخ غول شکستن! عزیز دلم منم باشگاه میرم! منم درس میخونم! منم به فکر پیشرفتمم، چته؟ چرا فخر میفروشی و بابت اینکه مواد نمیکشی و گوشه خونه ننشستی که خرجت رو بابات بده منت میذاری سر بقیه؟ به خودت بیا.
یا تو یکی، تو چرا خودت رو انقدر گنده و مهم جلوه میدی و همیشه میگی دنبالمن و میخوان من رو بگیرن و از هزارتا کار سیاسیای که کردی حرف میزنی و داستان میبافی( نهایتا یه کامنت و توییت گذاشتی)
یا حتی تو یکی، تو چرا فکر میکنی پول یک لته و دستهگل من رو اونقدر تحت تأثیر قرار میده که بابتش به خودت افتخار میکنی و غیرمستقیم به روم میاریش؟
چرا فکرمیکنی اگر هر کتابی میخونی درموردش حرف میزنی یعنی یک کرم کتابی و این برات افتخارآمیزه و جارش میزنی؟
نمیفهممتون. ناخن انگشت کوچیکهی پام هم نیستید و نمیفهممتون. مرد ها چشونه؟ ما زنها این همه کار میکنیم و خیلیهامون از هر انگشتمون ده تا هنر میریزه ولی سر عالم و آدم منتی نذاشتیم، در کنارش مادر، خواهر، فرزند و پارتنر و همسر خوبی هم هستیم!!!! نمیفهمم واقعا.